خرید بک لینک

درباره سایت

paradise

آخرین مطالب

    امکانات وب

    گفتوگو با مرتضی علیخانی، رتبهی 5 ریاضی منطقهی 2 و سجاد عشقعلی، رتبهی 206 ریاضی منطقهی 2 از ساوه

    در این گفتوگو برخلاف همیشه که با رتبههای تکرقمی گفتوگو میکنیم این بار از یکی از دوستان مرتضی علیخانی  یعنی سجاد عشقعلی هم دعوت کردیم که حضور داشته باشد. هدف ما نقش دوستیها در موفقیت است. از شما میخواهم کمی از دوستیهای خود بگویید.

    گفتوگو با رتبههای 5 و 206 ریاضی از ساوه / یاران دبستانی

     

    مرتضی: من با سجاد از اول دبستان دوست و همکلاسی بودم. سعی میکردیم در درسها هم به یکدیگر کمک کنیم و این موضوع در دبیرستان پررنگتر شد و تبدیل به یک گروه پنجنفره شدیم. گروه دوستی ما که از دوران راهنمایی شکل گرفت شامل سجاد، پارسا احمدی، محمدامین جوادی و وحید بابایی بود. با توجه به اینکه هر کس ممکن است در مباحثی نواقصی داشته باشد وقتی مطالعه به صورت یک جمع دوستانه انجام میشود این نواقص در جریان مشورت با اعضای گروه برطرف میشود. ما همگی عضو کانون بودیم و در عین رقابت با خود با دوستان هم رقابت میکردیم و رشد و پیشرفت هر یک برای دیگری مهم بود. اگر کسی افت میکرد مسائل او را پیگیری میکردیم و حین گفتوگو با هم به راهکار میرسیدیم. دوستی ما در دوران دبستان کمتر حول درس و مدرسه بود اما در دبیرستان نقش دوستی در مشارکت درسی پررنگتر شد. من و سجاد تقریباً با هم بزرگ شدهایم و در دبیرستان یک دوستی به معنای واقعی داشتیم. سال آخر به دلیل حجم زیاد درسها گاهی خسته میشدم. در این مواقع به دیدن دوستانم میرفتم و در گفتوگو با آنها روحیه میگرفتم.

    سجاد: واقعیت این است که دوستی با مرتضی بیشتر به نفع من بود؛ البته همان طور که مرتضی گروه را از نظر علمی تقویت میکرد ما هم هر کدام به نوعی نقشی در تقویت روحیهی گروه داشتیم. همه میدانستیم که مرتضی در جمع ما اول است. من در عمومیها ضعیف بودم؛ بهویژه دین و زندگی. هر چه میخواندم نتیجه نمیگرفتم.کل کتاب را بلد بودم اما نمیتوانستم تست بزنم. از مرتضی در این مورد کمک گرفتم و روش درس خواندن خود را برای من توضیح داد. روش او متکی بر کتاب درس بود در حالی که من اول یک کتاب کمکآموزشی میخواندم و بعد تست میزدم. من همچنین در مورد بعضی سؤالات آزمون از او روش حل میپرسیدم.

    گفتوگو با رتبههای 5 و 206 ریاضی از ساوه / یاران دبستانی

    سجاد عشقعلی، رتبهی 206 ریاضی منطقهی 2 از ساوه

    سجاد! چه شد که عضو کانون شدی؟

    سجاد: من سوم دبستان به تأکید مادرم در آزمونها شرکت کردم. در مقطع راهنمایی متوجه شدم سرعتم در تستزنی نسبت به دیگر همکلاسیها بیشتر است و آزمونها خیلی در این زمینه به من کمک کرده است. چیزی که کانون را از باقی مؤسسات متمایز میکند برنامهی راهبردی آن است که دوهفتهای است و هم چیدمان منطقی دارد؛ به طوری که هر دانشآموزی میتواند با این ابزار به هدفش برسد.

    آیا در جمع دوستانهی خود سختکوشی فضیلت بود؟

    سجاد: در جمع ما سختکوشی مرتضی از همه بیشتر بود و بیشتر هم نتیجه میگرفت؛ اما درس خواندن برای همهی ما مهم و ارزشمند بود. من در کنار درس به علایق دیگرم هم توجه داشتم اما درس خواندن برایم مهمتر بود.

    مرتضی: جمع دوستانهی ما از اول روحیهی سختکوشی در درس خواندن داشت. من از اول تا سوم دبیرستان به طور جدی برای المپیاد میخواندم و در کنار آن درسهای مدرسه را هم برای کنکور میخواندم و رتبههایم در آزمونها خوب بود. بقیهی دوستان از سال سوم به طور جدی برای کنکور شروع کردند و خیلی خوب بودند. من چون المپیادی بودم کمی از فضای کنکور فاصله داشتم اما بچهها خیلی خوب با هم پیش میرفتند. در سال چهارم من هم در فضای آنها قرار گرفتم. همهی ما خیلی خوب درس میخواندیم و ساعت مطالعهی ما با هم تفاوت چندانی نداشت.

    در سال کنکور نوسان داشتید؟

    مرتضی: سال اول که برای المپیاد میخواندم با درسها فاصله داشتم اما چون حجم درسها سبکتر بود دو روز قبل از آزمون مباحث را میخواندم و نتیجهام هم خوب میشد؛ اما تابستان سال چهارم حجم مباحث خیلی زیاد شد و با دو روز خواندن امکان نتیجهی خوب وجود نداشت. بعد از اینکه المپیاد تمام شد در اولین آزمون تابستان در کشور رتبهی حدود 200 شدم و این موضوع نگرانم کرد. برای آزمونهای بعدی سعی کردم جبران کنم و آزمون بعدی به حالت عادی برگشتم. در سال چهارم نوسان زیادی نداشتم. من نحوهی درس خواندنم فرق داشت و تمرکزم بیشتر روی متن کتاب بود تا به طور مفهومی آن را یاد بگیرم.

    سجاد: من نوسان زیادی داشتم. در سال کنکور هم تراز 7900 داشتم و هم تراز 6600. وقتی چنین افتی کردم غافلگیر نشدم؛ چون دو هفته فقط بازی کرده بودم و درس نخوانده بودم و نتیجهام خیلی طبیعی بود.

    وقتی افت شدید داشتی واکنش دوستانت چه بود؟

    سجاد: دوستان پیگری کردند و دلیل را پرسیدند و همین پیگیری آنها باعث شد سعی در جبران داشته باشم.

    شما مهارتهای تستزنی را از چه زمانی شروع کردید؟

    سجاد: ما برای ورود به مدرسهی نمونه در مقطع راهنمایی نیاز به قبولی در آزمون ورودی داشتیم و آزمون هم چون تستی بود نیاز داشتیم مهارتهایی را از همان موقع یاد بگیریم. برای این کار عضو کانون شدیم.

    مرتضی: من پنجم دبستان از طریق معلم کلاس با کانون آشنا شدم و برای قبولی در امتحان وروردی مدرسهی نمونه به ما پیشنهاد دادند که در آزمونهای کانون شرکت کنم. من بعد از قبولی احساس کردم که دیگر نیازی به آزمونهای کانون ندارم اما بعد از یک سال متوجه شدم شرکت در آزمونها به درس خواندن من نظم میدهد؛ بنابراین دوباره از دوم راهنمایی تا سال چهارم دبیرستان عضو کانون شدم.

    از چه زمانی کنکور برایت جدی شد؟

    مرتضی: با وجود آنکه المپیادی بودم، درس را کنار نگذاشته بودم؛ اما از سال چهارم منحصراً برای کنکور خواندم. در سال چهارم مباحث را بلد بودم اما سرعتم کم بود.

    تأثیر المپیاد را در موفقیت چگونه میدانی؟

    مرتضی: صرف نظر از موفقیت در کنکور به نظرم در آینده هم به من کمک خواهد کرد؛ زیرا ذهنم نسبت به مباحث باز شده و احساس میکنم خلاقتر شدهام. حتی به من کمک کرد که با ذهن بازتری درسهای عمومی را بخوانم و مسائل را راحتتر درک کنم.

    در ریاضی، فیزیک و شیمی چه نمرهای آوردی؟

    مرتضی: من باید ریاضی را 100 درصد میزدم اما به دلیل بیدقتی 93 درصد زدم. نمرهی فیزیکم 91 و نمرهی شیمی 60 شد. اینکه در شیمی درصد پایینی آوردم به اشتباهم در جلسهی کنکور برمیگردد. تیپ جدیدی در سؤالات شیمی وجود دارد که تعداد موارد درست را میخواهد. من اوایل مثل بقیه کم میزدم اما تلاش کردم در این زمینه بهتر شوم. در جلسهی کنکور وقتی به سؤالات شیمی رسیدم با این تصور که ممکن است مسائل سخت باشد از این نوع سؤالات شروع کردم. من فراموش کردم که در فضای کنکور هستم و اصرار به حل آن کردم؛ این اشتباه باعث کمبود وقت شد.

    گفتوگو با رتبههای 5 و 206 ریاضی از ساوه / یاران دبستانی

    مرتضی علیخانی، رتبهی 5 ریاضی منطقهی 2 از ساوه

    مرتضی! از تابستان که کنکور برایت جدی شد چهکار کردی؟

    مرتضی: من تابستان یک برنامهی یکساله تهیه کردم و میخواستم آن را تا کنکور ادامه دهم. بعد از دو سه هفته متوجه شدم چنین برنامهریزیِ بلندمدتی کارایی ندارد. من ماه اول را با برنامهی خودم پیش رفتم اما بعد از آن کاملاً منطبق با برنامهی راهبردی پیش رفتم و خیلی برایم مفید بود.

    خلاقیت چه سهمی در اجرای درست برنامهی راهبردی دارد؟

    مرتضی: من چون سال سوم را از دست داده بودم وقت زیادی برای تست زدن نداشتم. تجربهی المپیاد اینجا به کمکم آمد تا با کمک درسنامه بتوانم ایدهی سؤالات را پیدا کنم و با تست کمتر مباحث را جمعبندی کنم. معمولاً برای سؤالات ریاضی وقت کمتری به خواندن صورت سؤال اختصاص داده میشود اما من وقت زیادی را برای خواندن میگذاشتم ولی ایدهی آن را در کمترین زمان متوجه میشدم و حل میکردم و این از ثمرات المپیاد برای من بود. این موضوع حتی به درس ادبیات هم کمک کرد و ذهنم را برای مبحث قرابت معنایی باز کرده بود.

    در سال چهارم آیا با حجم زیاد درسها چالش نداشتی؟

    مرتضی: یکی از دلایلی که میخواستم خودم برنامهریزی کنم این بود که دیدم برنامهی راهبردی از سال دوم شروع میکند و احساس کردم اگر از تابستان چهارم را شروع نکنم دچار مشکل میشوم  و میخواستم کل تابستان مباحث سال چهارم را بخوانم ولی متوجه شدم کارایی ندارد و دوباره خودم را با آزمونها وفق دادم. من در تابستان از دو هفته، سه روز را به درسهای چهارم اختصاص داده بودم و بقیهی روزها را طبق برنامهی کانون درس میخواندم؛ اما از اول مهر کاملاً منطبق با برنامه پیش رفتم.

    وقتی به امتحانات نیمسال اول نزدیک شدی برنامهات چه بود؟

    مرتضی: من با آزمونها پیش میرفتم اما این طور نبود که به امتحانات بیاعتنا باشم و نمراتم هم خوب شد. درواقع وقت برای تشریحی خواندن هم میگذاشتم.

    گفتوگو با رتبههای 5 و 206 ریاضی از ساوه / یاران دبستانی

     

    بعد از امتحانات، پروژهی جمعبندی پیش 1 و پایه را داریم. نظرت در مورد این دو آزمون چیست؟

    مرتضی: اینکه این آزمونها بعد از امتحانات برگزار میشود منطقی است و باعث میشود نکات ریزی که وقت نکردیم بخوانیم در این بازه بخوانیم و نیمسال اول را کامل جمعبندی کنیم. آزمون دوم هم خیال دانشآموز را از جمعبندی پایه راحت میکند. شاید بعضی این آزمون را مزاحم تلقی کنند اما به نظرم تست زدن در دوران متفاوت باعث مهارت ذهن در پرش از درسی به درس دیگر میشود. این آزمون در بهترین زمان یعنی بعد از امتحانات بود که دانشآموز میتواند با خیال راحت نیمسال دوم را شروع کند.

    عمومیها از کی برایت اهمیت پیدا کرد؟

    مرتضی: من اوایل درصدهایم در عمومیها کم بود و بهتدریج آن را قوی کردم. در دوران جمعبندی خوب شده بودم. من قبل از خرداد کتاب زرد عمومی را شروع کردم و باعث شد درصد ادبیاتم از 70 به 90 برسد و تأثیر شگفتی داشت. به نظر من شاید عمومیها در طول سال پیشرفت زیادی نداشته باشند اما وقتی دانشآموز با برنامه جلو میرود تأثیر آن را در دوران جمعبندی میبیند.

    درصدهایت در عمومیها چگونه بود؟

    مرتضی: ادبیات 95 درصد، دین و زندگی 95 درصد، عربی 80 درصد، زبان 40 درصد. همان طور که گفتم چون در خواندن صورت سؤال وقت زیادی میگذاشتم وقتی در کنکور به سؤالات زبان رسیدم وقتم کم  بود و نگرانی ناشی از آن باعث شد معنی کلمات را فراموش کنم و تمرکزم را از دست دادم و نرسیدم ریدینگها را بخوانم. من در خانه زبان را 80 درصد میزدم.

    در آزمونهای کانون به طور متوسط چند غلط داشتی؟

    مرتضی: بیشتر در عمومیها غلط میزدم که به طور میانگین حداکثر 10 غلط بود.

    چهقدر به سؤالات کنکورهای گذشته اتکا میکردی؟

    مرتضی: اکثر سؤالات کنکوری سؤالاتی است که در سالهای گذشته تکرار شدهاند. به تمرین سؤالات، سرعت حل بالا میرود و سرعت هم مهمترین عامل در کنکور است. دیدن سؤالات کنکور در  تشخیص زودهنگام ایدهی سؤال خیلی مؤثر است. من اول درس را میخواندم و تعدادی تست میزدم اما بعد از دو هفته از کتاب آبی به صورت زماندار استفاده میکردم تا سرعتم بالا برود و مرور هم بر هفتهی گذشته داشته باشم. این روش را در مورد کتاب آبی شیمی و هندسهی تحلیلی به کار میبردم.

    با کدامیک از آموزههای کانون پیوستگی بیشتری داشتی؟گفتوگو با رتبههای 5 و 206 ریاضی از ساوه / یاران دبستانی

    مرتضی: سال پنجم دبستان که دفتر برنامهریزی و کلاسور ارزیابی اجباری بود آن را انجام نمیدادم و فکر میکردم نوشتن آن اهمیتی ندارد. در دبیرستان تازه به اهمیت آن پی بردم و فهمیدم اگر من بدانم که دیروز چهقدر خواندهام خیلی متفاوت است تا اینکه ندانم. همین انگیزهام را برای درس خواندن زیاد میکرد. من سال چهارم چهار دفتر بازیابی داشتم و سؤالاتی را مینوشتم که نکته داشت یا احساس میکردم ممکن است بار دیگر هم غلط بزنم. من دو سه روز قبل از کنکور این دفترها را دوره کردم.

    کمی هم از خانوادهات بگو.

    مرتضی: پدرم لیسانس مکانیک است و شغل آزاد دارد. مادرم کارشناس مامایی است و در درمانگاه کار میکند. من یک خواهر کوچکتر هم دارم. شاید اگر شرایط خانوادگی مناسبی نداشتم موفق نمیشدم. من سال چهارم به تفکر عمیق نیاز داشتم و تفکر عمیق هم نیاز به تمرکز دارد. صدای تلویزیون در خانهی ما قطع بود. مادرم هم گاهی شبها در کنارم مینشست تا خوابم نبرد و حوصلهی درس خواندن داشته باشم. آنها از هر لحاظ حمایتم کردند.

    چه ویژگی شخصیتی خاصی داری؟

    مرتضی: من به برنامهریزی اهمیت زیادی میدهم و برای کارهای روزانهام هم برنامه دارم.

    آیندهات را چگونه میبینی؟

    مرتضی: من تصمیم دارم شرکت مهندسی دانشبنیان داشته باشم و در زمینهی اختراع کار کنم. به تدریس هم علاقه دارم.

     

    منبع:kanoon.ir

    برچسب: نویسنده: بهار اسدی تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 18:22

    صفحه بندی